قهرمان ميرزا عين السلطنه

6998

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

حكايت سلطان ميرزا عبد اللّه از آقا سيد رضا پرسيد سلطان را ملاقات كرده‌ايد . گفت آرى . گفت چه حكايت كرد . گفت آقايان كه وارد عراق شدند روز ديگر مردم استدعا نمودند در باب جمهوريت تكليف آنها را معلوم نمايند ، زيرا خيلى در فشار نظاميان بودند و همه قسم اذيت و صدمه به آنها وارد مىشد . آقايان فرمودند مطالب را سلطان در منبر خواهد گفت و به من فرمودند كه چه بگويم . من منبر رفتم و فرمايشات آقايان را در تحريم جمهوريت و اين‌كه نه حالا ، نه هيچ‌وقت به خيال همچو فعل حرامى نبايد افتاد و آنچه به وزير جنگ فرموده بودند به مردم گفتند . آقايان مرا گذاشته تشريف بردند . دو روز ديگر باز به خواهش مردم منبر رفتم كه كسانىكه حاضر نبودند استماع كنند ، اطاعت كردم . شب كه خانه آمدم و پاسى از شب رفت مرا آمدند دم در صدا زدند . من رفتم . گفتند بفرمائيد توى دليجان . سرد بود ، باد سردترى مىوزيد . جز يك عبا چيزى نداشتم . خواهش كردم كه من پيرم ضعيفم بگذاريد يك لحافى يا يك تشكى براى زير پاى خودم بياورم كه اين تخته‌ها مرا آنقدر صدمه نزند . گفتند وقت نداريم و مرا به همان‌حال بردند . فقط من عمامهء خود را به سر و گردن و صورتم بستم . بيست و چهار ساعته مرا تا همدان در آن سرما و تكان دليجان بردند . خدا پدرش را بيامرزد حرف مرا شنيد و زنجير نكرد . اهل عراق بعد از چند روز فهميدند و پياده تا قم رفتند و به حضرت حجة الاسلام آقا شيخ عبد الكريم عرض كردند . او هرچه با تلگراف ايران مخابرات كرد نرساندند . بالاخره با سيم كمپانى از حال من كه همدان بودم مطلع شد و اسباب استخلاصم شد « 1 » . امير لشكر آمد كه با خودم بايد طهران برويد . گفتم اطاعت دارم با او آمدم تا قزوين و طهران . آنجا مذكور شد كه از هر محله چندين نفر منتخب شده‌اند ، از هر صنف هم يك نفر كه همه شب مجلس بروند براى تقويت مدرس و وكلا . اگر بر خلاف صحبتى شود لازمهء همراهى را بنمايند . از ديشب همه رفتند . در مجلس اما مجلس ديشب . گفتند حائرىزاده و كازرونى در باب سانسور و تبعيد آقا شيخ محمد و حبس و توقيف روزنامهء « قانون » و « سياست » و « سياست اسلامى » سؤالاتى كرده‌اند . رئيس الوزراء قهرا از مجلس خارج شده و بعد ميرزا قاسم خان كفيل داخله جواب داده است . وكلا قانع نشده‌اند . آن‌وقت صحبت قسم به ميان آمده . مخالفت شده

--> ( 1 ) - در صفحهء 6990 ذكر او شده است ذيل عنوان شيخ محمد اصفهانى واعظ .